خرید بک لینک
شخصی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش می برد. کفاش نگاهی به کفش کرده می گوید: این کفش سه کوک می خواهد و اجرت هر کوک ده تومان می شود که درمجموع خرج کفش می شود سی تومان. مشتری قبول می کند. پول را می دهد و می رود تا ساعتی دیگر برگردد و کفش تعمیر شده را تحویل بگیرد. کفاش دست به کار می شود. کوک اول، کوک د

برچسب: نویسنده: سینا کوهی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 19:51

شاید دوست داشتن همین لحظه هاییست که هیچکس حالت را نمی فهمد ... حتی او که صاحب دوست داشتنت است ... همین لحظه ای ست که می فهمی گاهی خدا چشمک می زند و می گوید , دیدی باز هم شتابان رفتی و راه مرا گم کردی ؟؟؟ اما من هنوز هم هستم ... نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶ساعت 11:21 PM توسط زهرا&آزیتا|

برچسب: نویسنده: سینا کوهی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 19:51

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دلهای بزرگی که جای من در آن است ... آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم. دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش! هنوز من هستم. هنوز خـــــــــــدایت همــــــــــــــــــان خـــــداست! هنوز روحت از جنس من است! اما من نمی خواهم تو همان باشی

برچسب: نویسنده: سینا کوهی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 19:51

بارالهـــا به ما بیاموز که دل آدمی عصاره وجود توست پس حرمت دلها را از یاد نبریم ... به ما بیاموز که دوست داشتن را فراموش نکنیم و آنانی که دوستمان دارند را از خاطر نبریم ... به ما بیاموز که آبرویی را بر آب و کاشانه ای را بر باد ندهیم ، به ما بیاموز تا با کنایه، غبار ناراحتی بر روابط ننشانیم و ب

برچسب: نویسنده: سینا کوهی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 19:51

ده سالم بود، از طرف مدرسه انتخاب شده بودم برای مسابقات دو و میدانی مسابقه شروع شده بود، از همان اول از رقیب هایم جلو تر بودم هرچه میگذشت فاصله ام با دیگران بیشتر می شد، دور آخر بود مطمئن بودم که اول می شوم، سرعتم را کم کرده بودم چند متر آخر را آهسته تر می دویدم، یک نفر آمد از کنارم مثل باد گذشت

برچسب: نویسنده: سینا کوهی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 19:51

صفحه بندی